السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )

60

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )

فرزند ابى العوجاء لا اشاره به مراسم حج گفت : تا به كى اين خرمن را با پاى خود مىكوبيد ، و به اين سنگ پناه مىبريد ، و اين خانهء بلند و محكم را مىپرستيد ، و به گردش چون شتران رميده مىدويد ؟ اين عمل را هيچ داناى صاحب رأيى مقرر نداشته است . تو بگو كه پدرت بنيان گذار چنين كارى است و تو بر اسرار آن واقف . ابو عبد الله در پاسخ گفت : بى شك آن كس را كه خداوند در گمراهى به خود واگذارد و ديدهء خردش را كور گرداند ، حق را بد و ناگوار مىبيند ، و اهريمن بر او چيره شود ، و به پرتگاه هلاك و نيستين چنان بكشاند كه مفر و بازگشتى برايش باقى نماند . اين خانه اى است كه خداى بندگانش را به آن مىآزمايد تا با انجام مناسك حج پايهء فرمانبردارى آنها معلوم شود ، و به همين سبب آنان را فرمان داده تا به بزرگ داشت آن برخيزند و به ديدارش بشتابند . ايزد آن را جايگاه پيامبران و قبلهء نمازگزاران قرار داده ، و اين كار بخشى است از خشنودى خدا و راهى است كه به بخشايش او منتهى مىگردد . و معلوم است كه خداوند سزاوارتر است تا به فرمانش گردن نهاده شود . فرزند ابى العوجاء گفت : در گفتارت نام خدا آوردى و به غايب حواله دادى ! حضرت جواب داد : واى بر تو ! چگونه غايب است كسى كه هميشه همراه مخلوقش حاضر و گواه مىباشد و از رگ گردن به آنها نزديك تر است . سخنانش را مىشنود ، و موقعيت شان را در مىيابد ، و اسرار درون شان را مىداند . ابن ابى العوجاء گفت : بنا بر اين او در همه جا هست ! پس وقتى كه در آسمان است چگونه مىتواند در زمين باشد ، و هنگامى كه در زمين است چه سان مىتواند بر زمين باشد ؟ ! حضرت فرمود : تو با اين وصف كه گفتى سخن از مخلوقى به ميان آوردى كه چون از جايى به جاى ديگر شود مكان نخستين از وى خالى ماند و جاى دوم وسيلهء او اشغال شود . در اين وقت است كه نمىداند از آن جا كه بيرون آمده چه اتفاقى پس از وى رخ داده است . اما خداى بزرگ و دادگر پاداش ده ، جايى از او خالى و تهى نيست ، و فضا ، و جايى را اشغال نمىكند و نزديكى و دورى از مكانى در او مصداق ندارد .